کِی بود؟ .. کجا بود؟ .. از کجا شروع شد؟ .. درگیر بودیم .. پُر از تمنّیات کوچک و بزرگ .. و تو تماشا می کردی .. گم شدیم .. غبار گرفته ی راه ها شدیم .. و تو تماشا می کردی .. بی قرار شدیم .. عاشق شدیم .. دلتنگ شدیم .. و تو تماشا می کردی .. دلبسته شدیم .. و تو تماشا می کردی .. بی طلب شدیم .. آرام گرفتیم .. و تو تماشا می کردی ..باختیم .. آزموده نشدیم .. و تو تماشا می کردی .. خواستیم که نخواهیم .. دیدیم و رهیدیم .. و تو تماشا می کردی .. عهد بستیم و گریستیم .. و تو تماشا می کردی .. دچار شدیم .. با آرامی ها نا آرام شدیم .. و تو تماشا می کردی .. با هستی طلبان پشت نشستیم .. ندیدیم .. و تو تماشا می کردی .. خلوت بگزیدیم .. و به جلوت بنشستیم .. و ندیدیم .. و تو تماشا می کردی .. آمدیم .. شکستیم .. سوختیم .. ندیدیم .. و تو تماشا می کردی .. ماندیم .. ندیدیم .. گذشتیم .. ندیدیم .. و تو تماشا می کردی .. همواره به دنبال ِ نگاهیم .. و ندیدیم .. و تو تماشا می کردی .. دیدیم که ندیدیم .. ندیدیم که دیدیم .. و تو تماشا می کردی .. دعا کردیم .. جفا را وفا دیدیم .. صفا کردیم .. آغوش تهی کردیم .. زلفی به خَم آوردیم .. از ترک ِ بلا رَستیم .. عشقی به عیان دیدیم .. و تو تماشا می کردی .. و تو تماشا می کنی ....... همین ست که نمی دانم کی بود؟ .. کجا بود؟ .. از کجا شروع شد؟ .. که تو تماشا می کردی ... که تو تماشا می کنی ...
از سر ِ کوی تو مایوس نگردم هرگز
غمزه ای! غمزدگان را تو مددکاری کن ..
..
"شوقی در دلم است..آتشی که
بی تاب و بی قرارم کرده..
نه که زندگی برایم قفس باشد نه ..
برای من زندگی چون همیشه با تو بوده..
لذت دارد..از اینکه نام تو را هنوز
می برم..
و تو جوابم می دهی ..
و آیه آیه گریه می کنم
و تو می بینی ام.."
و تو می بینی ام ...
..
"می بینی ام که چطور عاشقانه ..
از هر نجوایی سراغ تو را می گیرم.
و منتظرم تا اسم تو بیاید بر زبان کسی ..
و به یاد بیاورم دست های بی نظیر زندگی ام را ..
..
و دست تو را می بوسم
و به صورتم می کشم تا یادم بماند
که این اشک ها جای لطیف دست های تو بوده روزی.."
که تو تماشا می کردی ..
که تو تماشا می کنی ..
..