" وقتی خیال کنی اتفاق های مهم زندگی ات جایی دیگر و با آدم های دیگری دارد می افتد، همیشه از زندگی جا می مانی .. یا شادی های عاریه سهم ِ تو می شود.. "

{...}

 

حالا بگذار درد بپیچد به اندام های بی قرار ِ زندگی ام..

شاید این حسرت و نرسیدن، لطفی از آن زخمه های رحمانی باشد!

اما... سختی ِ لطافت، تاب ِ رندانه می خواهد. می دانی؟

..

+ سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۳ 22:21 ; راهـ ی |

{ چه قدر باید بگذرد تا آدمی بوی تنِ کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ وچه قدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟}

+ یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۳ 16:19 ; راهـ ی |

نذَرُهم فی طغیانهم یعمهون! 

. 

. 

.

+ جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۳ 11:56 ; راهـ ی |

 

وقتی در عمق ِ دلبسته گی 

تنهایی ات را 

عمیقاً زندگی می کنی.. 

. 

. 

میدانی؟ 

. 

.

+ جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳ 13:2 ; راهـ ی |