آسمان دائم ِ اردی بهشت خواهم بود ... در کنار ِ تو!
.
.
.
پ.ن: دل بُردی از من بسان ِ "شهری که مرا به خویش می خواند، همچنان که فانوس فروش دوره گرد، کودکان شهر را."دوستت دارم ...حتی اگر دیگر در لابه لای سیبخنده های تو گم نشوم. حتی اگر دیگر تلاوت ام نکنی. حتی اگر دیگر پشت ِ یک میز باهم چای ننوشیم. حتی اگر دیگر مجالی نباشد تا نگاه ِ نجیب ات مِهرِ نگاه ام را به سربه زیریِ غیر ارادیِ دچار کند.حتی اگر انقدر سر ات گرم باشد که سردی ِ سر ام را نفهمی دیگر. حتی اگر دوست داشتن؛ سخت ترین باشد. و حتی اگر تو دوست داشتن ات را برایم سخت کنی. و حتی تر اگر مقدّر بوده که من به دوست داشتنی هایم نرسم .. .
.
.