از حیای سرخ حیرانم چگونه هُرم دستان تو را می بوسد و زین التهاب

سَر به جَیبِ سوزش برفینه های پاک، قد خم می کند...!

او تو را می خواهد، اما زندگی او را نمی خواهد!

عشق تو از ساقه نه، از ریشه بنیانش ربود!

بیش از این را طاقت سرخت نبود..!

... بی حیایی پیشه ی عشاق نیست..!

+ پنجشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۰ 3:5 ; راهـ ی |