ما را جایی در کتاب‌های درسی‌مان به پارک وی قسم داده اند انگار.. قسم به پارک‌وی وقتی ولی‌عصر باران می‌بارد.. قسم به پارک‌وی وقتی پیرمردی دیگر نیست نبش‌ خط‌کشی‌ها ویولن بزند و اشک بریزد.. قسم به پارک‌وی وقتی راه بندان می‌شود و تو از لابه‌لای همه‌ی دل‌بستگی‌ها عبور می‌کنی.. قسم به پارک‌وی که خیابان‌های بی‌چراغ را نشانه قرار دادیم.. تا بدانید که ما شما را در غم آفریدیم..


پ.ن:
راست گفتی! "دیوانه‌گی .. چه خوب و چه بد .. نوعی نیروی طبیعی است"

.

دیوانه‌ی تو بودیم.. و از هر سحر اسم‌ت را پرسیدیم.. دیوانه‌ات بودیم و فکر می کردیم پس کی این قصه ی توی ما تمام می شود ..

 نشد..

یعنی کجای این نوشته‌ها .. عاشقانه‌ها .. آهنگ‌ها.. در به دری‌ها نیستی؟


 

..

 

.. بی گمان ..

 

+ سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۱ 14:42 ; راهـ ی |