چه سخت است روحت خزر باشد اما، گرفتار در تنگنای سواحل
چه سخت است دریای هرمز نباشی، که با تنگه ای رد شد از قابِ خشکی
چه سخت است رودی پر آشوب باشی که از قله ها تا رسیدن به دریا
سرت بشکند سینه ی صخره ها را و یک خیز مانده به دریا بخشکی !! ..
.
پ.ن: این کبوتر
چه عاشقانه پرید ..
جسدی گوشه ی قفس،
یعنی ..
.
.
.