.. از این آدم (!) های فریبکار که دچار تعارضی مدام در گفتار و کردارشان هستند؛ به شدت متنفّرم ...

همان عالمانِ بی عملی که حیات و مماتشان تقریبا برابر است و عجبا که چه مصرّانه بر این برابری پایبندند!

.. و مضاعف اینکه برای به کرسی نشاندنِ منطقِ(!) بی منطقی شان، تنها ابزار کارامدشان زور، ترشرویی و تندخویی است ...

. . .

واقعا چطور می شود که یک موجودِ انسانی، ظرفیتِ اصلاح پذیری اش را در حدّ زیر صفر هم به کار نمی بندد؟؟؟ ... واقعا حیران مانده ام اینان چه حیاتی را تجربه می کنند؟!!! ..

من فکر می کنم اینان مدتها ست که مردگی می کنند و فقط بار توّهم یک زندگی را به دوش می کشند..

.

حتی صحبت از اینان، قلبم را در کراهتی شدید قرار می دهد .. و من پناه می برم به خداوند از علمی که بر من حجاب شود ... از دانشی تهی وار که بستر فریبندگی شود ... از ایمانی که جز عنوانی بی متن، حقیقتی را ارائه نمی دهد .. و پناه می برم .. پناه می برم .. پناه می برم .... به خداوند که در شمار این بیشترینه نباشم: "بیشترِ آنان که مدّعی ایمان به خدا هستند؛ مشرکند!" یوسف/۱۰۶

.

.

.

پ.ن: اخلص قلبک عن کلّ ما یحجبک عن الله ...

.

+ سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۱ 11:38 ; راهـ ی |