تبليغاتX
گذرگاه
تداعی ...

تو این چند سالی که پشت سر گذاشتیم ...
تو این فصل هایی که خیلی سریع و صریح ازشون گذر کردیم ...
خیلی چیزا رو حس کردیم ...
خیلی دیدنی ها رو دیدیم و شنیدیم ...
خیلی شنیدنی ها رو هم ، شنیدیم و دیدیم ...
اتفاق های خوب .
اتفاق های بد .
دل شکسته شدن ها و دل شکستن ها .
خاطرات خاطره انگیز و خاطره انگیزترین خاطرات ...
سختی .
آسایش .
آزمایش شدن ها ...
رها شدن ها...
تنفرها ...
دوست داشتن ها ...
دوست شدن ها ...
تو همه اینایی که گفتم ؛ یه سریاشون تو مغزمون هک شدن
چه از نوع بد ؛ چه از نوع خوب ...
چرا می گم هک شدن ؟
چون با اینکه مدت های طولانی از وقوع اونها می گذره ...
باز هم تو یه سری شرایط برامون یادآور می شن ...
یا همون تداعی میشن ...
یه دفعه میریم تو اون حال و هوا ...
این حال و هوا می تونه لذت بخش باشه .
می تونه زجرآور باشه .
می تونه افسوس برانگیز باشه .
می تونه امید دهنده باشه .
و می تونه خیلی چیزای دیگه باشه ...
می بینید ... فقط و فقط یه تداعی
چقدر راحت از درون تو رو دگرگون می کنه
باعث میشه بخندی ...
اشکتو در میاره ...
آه می کشی ... آه افسوس ...
امیدوار می شی ... عزمت جزم تر میشه .
و خیلی حالتای دیگه ...
برای تداعی شدن یه واسطه لازمه ...
اون واسطه باید اتفاق بیفته و ظاهر بشه تا تداعی رو حس کنیم .
خیلی وقتا این واسطه مربوط می شه به دوران تداعی .
مثلا یکی وقتی عیدنوروز میشه ، تداعی رو حس میکنه .
یکی وقتی سوار ماشینه و تو جاده داره رانندگی می کنه .
واسطه ها هم خیلی متنوع و زیادن ...
همین چند دقیقه پیش هم برای من یه تداعی اتفاق افتاد
از نوع ... خودمم خیلی نوعش رو متوجه نمی شم !
فقط همینقدر فهمیدم که هم آرومم می کنه ،  هم امید بهم میده .
همیشه وقتی این آهنگ رو می شنوم می رم تو یه حال و هوای دیگه
خیلی وقت بود این آهنگ رو نخواسته بودم بشنوم ؛
چون شنیدنش برام خیلی سنگینه ...
ولی امروز دلم گرفته بود ...
به ذهنم رسید این آهنگ رو گوش کنم .
و مثل همیشه یه دنیا تداعی رو حس کردم ... آروم شدم .
شاید برای شما هم این آهنگ تداعی کننده ی خیلی چیزا باشه ...
امتحانش مجانیه ...  
                      
                                 

|+| نوشته شده توسط همکلاسی در چهارشنبه 1385/09/22 و ساعت 18:41 |