تبليغاتX
گذرگاه
یه لقمه نون ...

می دونستم که این لقمه ی نونِ داغ ِ تازه ی از تنور در اومده ، تو این هوای سرد و برفی چقدر می چسبه ... می چسبه !
لقمه رو کندم ، گـُنده م کندم که تا خونه جواب بده  ، فرو کردم تو دهنم ...
اون گوشه یه دختر بچه از رو زمین کنار برفا داشت نونای خشک رو جمع میکرد !
لقمه از بالا ، بغض از پایین ... خفه شدم . خفه ی خفه . مُردم !! باز دوباره همون احساس "هیچ بودن" ...
...
بگذریم ...اصلا بیخیال نشنیده بگیر حرفامو ... لقمه ی من که کوفت شد ! بپا لقمه ی تو کوفت نشه ...

{ دلم عجیب پره ... }
{ پنج تا نونم رو میدم ، یه تیکه از همون نونای خشک تو دستت رو بده }
{ نه ... هستیم رو می دم یه ذره از اون عشق تو اون دستای کوچیکتو بده }
{ بازم نه ... ... ... هیچی اصلا . من مشتری خوبی نیستم }
{ یه لقمه نون ... یه سفره عشق  }

|+| نوشته شده توسط همکلاسی در سه شنبه 1386/11/02 و ساعت 14:56 |