تبليغاتX
گذرگاه
کمی حرف ...

{ الان دارم آهنگ شبانگاهان رو گوش میدم با صدای روح نواز مختاباد }
{ کلی کارای دانشگام مونده ، تو فکر اونام هستم }
--
فصل گرمستون هم تموم شد . سه ماه مثل سه تا پلک زدن گذشت ...
این سه ماه شاید پربارترین سه ماه تعطیلات زندگیم بود .
سه ماهی که توش برام خیلی چیزا داشت ، هم اخروی هم دنیوی . { برام به یاد موندنی شد }
خدایا شکرت بابت این همه خوبیت . شرمنده تم که نمی تونم اونطور که باید جبران این خوبیهات رو بکنم ، گرچه می دونم همه این خوبیهات بی منته ... اما این دل منه که طاقت این همه مهربونی رو نداره ، کمکش کن تا یه جوری از شرمندگیت در بیاد ؛ یادم نمیاد چیزی از تو خواسته باشم و بهم نداده باشی ، اگرم چیزی بوده که بهم ندادی یا به صلاحم نبوده یا از بنده ی تو خواستم نه از خودت . چون می دونم و معتقدم که صلاح مارو از خودمون خیلی بهتر می دونی ، از این به بعد خواسته هام رو از تو تقاضا میکنم و بس ...
--
- بالاخره پروژه "وب سایت روزنه" هم با یاری خدا و زحمت گروه با موفقیت و به خیر و خوشی تموم شد ؛ کار واقعا بزرگ و پرزحمتی بود و هنوز هم ادامه داره ...
- می بالم به خودم ، به تو ، به دیارم .
- به بروبچس "روزنــه" هم خسته نباشید میگم . ایول ایول ... کارمون حرف نداشت !!!
- اگه آدما اعتقاد داشتن به اینکه بالاخره دروغاشون ، تظاهراشون ، بدکاری هاشون یه روزی برملا میشه ، هیچ وقت فاعل اون کارها نمی شدن .
- دانشگاه ها هم شروع شدن !!! تا اطلاع ثانوی بی حضور می شویـــــــــــــــــــــــــــــم .
- عبادات قبول . التماس دعا ...

|+| نوشته شده توسط همکلاسی در یکشنبه 1386/07/01 و ساعت 14:27 |