تبليغاتX
گذرگاه
و شاید در همین لحظه ...
انا لله وانّاالیه راجعون
و به درستی که بازگشت همه به سوی اوست .
مصیبت وارده را به ...  { نترس بابا ، هنوز من در قید حیات هستم ، و در حیاطش دارم به دور خودم می دوم پرانرژی و امیدوار به آینده }
البته خدارو چه دیدی ، شاید تو همین لحظه جمله شروعی مطلب ، برا منم معنا پیدا کنه ! { البته قبلش ، عزرائیل جان گوشات رو بگیر ! }
عکس خودت رو قبل از مردن دیدن ؛ همینجوریه دیگه ، یه نوار سیاه میاد روش .
اما به یه بار امتحانش میارزه ، یه حالتی بهت دست میده که جالبه .
یه متنی هم در کنارش در نظر بگیرین بهترم میشه .
البته باید اعتراف کنم که تو این لحظه به هیچ وجه تمایلی به مردن ندارم ؛ هنوز خیلی کارای ناتموم دارم ، خیلی راه های رفته که باید برگردمشون و راه های نرفته ای که باید برمشون .
خیلی امیدها که دارم به خودم ، به آینده ، به زندگی ، به ... .
اما همیشه هوشیار بودن برای اتفاقی که هر لحظه احتمال وقوعش هست ، بی ضرر نیست . حداقل زیاد غافلگیر نشی ؛ نظرت چیه ؟
{ راستی ، به احساست بعد از دیدن عکس توجه کردی ؟؟ ...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
... آخ یادم رفت آکولاد رو ببندم ؛ شرمنده }
شاد و سرزنده باشی مثل همیشه .
|+| نوشته شده توسط همکلاسی در دوشنبه 1386/04/04 و ساعت 23:11 |