تبليغاتX
گذرگاه
و همیشه فاطمه ، فاطمه خواهد ماند ...

...و اما اینبار حتی برای شروع هم عاجزم
واقعا حرفهای درونم برای گفتن نیست . چه بسا ارزششون در همینه
... و شاید تنها حرفم برای گفتن :
شاکرم به خاطر اینکه ایرانیم
خرسندم از برای مسلمان بودنم
مغرورم از داشتن این چنین دینی
و می بالم به این چنین مذهبی که الگوها و مظاهری بی نظیر همچون پیامبر(ص) و علی (ع) و فاطمه(س) دارد
اسوه هایی که دیگر تکرار نخواهند شد .
منشأای برای هرآنچه که انسانیت به آن نیاز دارد .
و اما افسوس و صدافسوس که همیشه حق ، مظلوم و مترود بوده
آی آدما خیلی خیلی غافلیم
همه مون گم شدیم تو هیچ و پوچ زندگی
امروز سر جلسه "اندیشه دو" ، تو اون یک ساعت و نیم خیلی احساس خوبی داشتم
حاضر بودم ده ساعت دیگه هم بمونم سرکلاس
بهترین کلاس این ترم ، همین درس بود
قشنگترین و بامعنی ترین نماهنگ ها
سخنرانی های پرمحتوا
مسائل سیاسی واقعا جدید و جالب ...
اما این جلسه یه جور دیگه بود
چند دقیقه واقعا همه تحت تاثیر بودیم .
قسمتهایی از سخنرانی واقعا زیبای "فاطمه ، فاطمه است" از دکتر رو برای بار چندم شنیدم ؛ واقعا که مطالب دکتر هنوز که هنوزه تازه و جدیدن !!
و اما ؛ سالروز خشکیدن خوشبوترین یاس عالم بشریت ، حضرت فاطمه زهرا (س) رو به همه عاشقان و عارفان این مظهر بی نظیر تسلیت می گم .
این هم قسمت پایانی و شناخته شده از متن سخنرانی دکتر ، که هر چی بگم کم گفتم ؛ همون هیچی نگم بهتره ...
"
خواستم بگويم:
فاطمه دختر خديجه بزرگ است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه دختر محمد(ص) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه همسر على است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر حسنين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است.
"
---
- التماس دعا دارم .
- از پست قبلی اون نتیجه ای که دنبالش بودم رو نگرفتم ! ادامه ندارد .
- ممنون از همه دوستانی که نظر دادن تا به الان .
- پی در پی اشک ریختن در یک مجلس عزاداری شهادت حضرت فاطمه (س) ؛ یا ریختن تنها یه قطره اشک از روی عرفان برای فاطمه (س) - کدامیک ؟
- چی بگم ... دلم گرفته . همین !

|+| نوشته شده توسط همکلاسی در پنجشنبه 1386/03/10 و ساعت 0:17 |