تبليغاتX
گذرگاه
هاله ای از سایه روشن ...

سرورقی -------------
سلام .
سال نو مبارک .
از عنوان این مطلب بیشتر از محتواش راضیم !
عید امسال برای من واقعا سریع گذشت ؛ نصفه برنامه ها و کارام افتاد به روزای آخر .
روز ششم عید ، وقت اذان صبح ، مرگ رو احساس کردم !
پس مواظب باشید ، حتی یه سرماخوردگی پیش پا افتاده می تونه خیلی هم "از پا دربیار" بشه !!
هیچ چیزی جایگزین سلامتی نمی تونه بشه ، پس همیشه خدا سلامت باشید .
فیلم "خانه ای از شن و مه" اشکم رو در آورد ... بعضی وقتا به خاطر  رسیدن به مال دنیا ، باارزش ترین چیزهامون رو تو خطر میندازیم ، و دیگه راه برگشتی هم نداریم .
و اما ، هاله ای از سایه روشن ... :
هاله
و خداوند انسان را آفرید ،
انسانی که ذاتا طالب آزادی بود .
طالب استقلال بود .
طالب قدرت بود .
طالب مقام بود ...
در میان این همه ، و مهمتر از این همه طالب رسیدن به واقعیت بود ، رسیدن به واقعیت خود .
رسیدن به این واقعیت ، در واقع رسیدن به تمام نیازهایش بود ؛ و تنها راه رسیدن به این واقعیت ، رشد و کمال در جهت رسیدن به خالق خود بود .
همه انسانها این را به واضح می دانستند !
پس مشکل کجا بود ، که هر یک راهی را در پی گرفتند و هر یک سرنوشتی را برای خود رقم زدند ؟!!
بله ، انسان ها می دانستند که برای رسیدن به واقعیتِ خود باید به کمال برسند ؛ اما مسئله اینجا بود ؛ چطور و چگونه ؟
در این زمان بود که انسان ها دسته دسته شدند و هر یک به دنبال هاله ای از شناخت ناقص ِ شخصی خود رفتند ...
و در این زمان بود که خداوند پیامبرانی را فرستاد برای آنها ، تا چطور و چگونه رسیدن به کمال را برای انسان ها روشن کنند ؛ عده ای به پیروی برخواستند ، عده ای به مخالفت ، و عده ای هم در همان سایه روشن ها راه خود را ادامه دادند ...
و تا به امروز ، هنوز هم این سه دسته انسانها هستند ... .
.
.
.
و مشکل خیلی از ما جوونا همینه ، شناختی که از ارزش ها و اعتقادات و مذهبمون داریم ؛ تو هاله ای از سایه روشن مونده ، اینقدر تو درونمون به این درو اون در می زنیم ؛ تا بالاخره اگه شرایط محیا باشه ، راه درست رو می ریم ، در غیر اینصورت ... .
البته اشکال از خود ما هم هست ؛ از همون اول دینمون رو همینجوری ارثی قبول کردیم ، حالا که یه کم گذشته و رشد پیدا کردیم ، این دینمون رو همراه با یه دنیا تناقض و محدودیت و سختی و اذیت می بینیم ؛ بعد یکی میشه دین گریز ، یکی می ره تغییر دین بده ، یکی هم قید هم چیزو می زنه ، خیلی ها هم با مشکلات شخصیتی-اعتقادی مواجه می شن ، بعضی ها هم از زندگی ناامید میشن و رو میارن به مسائل مشغول کننده ی کاذب و انحرافی ! غیر از اینه ؟.

|+| نوشته شده توسط همکلاسی در یکشنبه 1386/01/12 و ساعت 16:48 |