من ایده آل را در قطره ی بارانی دیدم که "لیاقت ِ" مروارید شدن در آغوش گرم صدفی را داشت که ایده آلش مروارید بود . صدف هیچگاه حاضر نشد از همان ابتدا یک مروارید را در خود جای دهد و هیچگاه در جستجوی مروارید نگشت ، چون برای صدف تنها مروارید مد نظر نبود ؛ صدف ایده آلش را در قطره ی بارانی دید که "لیاقت" مروارید شدن را داشت ... { من }
|+| نوشته شده توسط همکلاسی در یکشنبه 1386/09/18 و ساعت 22:3 |